اگر موسیقی اصیل ایرانی را به یک کشور تشبیه کنیم، دستگاهها در حکم شهرهای بزرگ این کشور است. این دستگاهها در یک تقسیمبندی عبارتند از: شور، ماهور، همایون، سهگاه و چهارگاه.
برخی از این شهرها به لحاظ وسعت، شهرکهایی را نیز تحت تابعیّت خود دارند. دستگاه شور پنج زیرمجموعه به اسامی: ابوعطا، دشتی، بیاتترک (بیات زند)، افشاری و نوا دارد و ماهور، راستپنجگاه را و همایون، بیات اصفهان را تحت پوشش میگیرد. به هر یک از این شهرکها مقام یا آواز گفته میشود.
گوشهها هم در واقع، کوچههای این شهرها و شهرکها را تشکیل میدهند. البتّه برخی کوچهها خود دارای فرعی هستند. برای مثال گوشهی کردبیات خود از پسکوچههایی چند تشکیل یافته است.
در میان پنج دستگاه اصلی موسیقی اصیل ایرانی، «شور» دارای جایگاه ممتازی است و بدان «امّالآواز» اطلاق میشود، چرا که از بسیاری از دیگردستگاهها بدان گریز میزنند و در نغمات آن چرخش میکنند و دوباره به دستگاه قبل باز میگردند.
کلاسهای ردیف آوازی، اغلب با تدریس نغمات شور آغاز میشود.
یکی از گوشههای زیبای دستگاه شور، گریلی یا گرایلی نام دارد که از سه پسکوچه تشکیل میشود که هر کدام از آنها را در یک جلسه به هنرجو تدریس میکنند و به او فرصت میدهند تا در خلال یک هفته روی درس، مشق کند.
گوشهی گرایلی الزاماً بر روی اشعاری دارای وزن عروضی «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (مفاعیلان)» قابل اجراست.
ده سال پیش نگارندهی این سطور درس ردیف را در حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی قم در جنب مصلاّی این شهر در نزد حاج داود چاووشی (استاد ردیف که نزد اساتید سلف این شهر نظیر مرحوم حاج اکبر شحام و بعدترها استاد حمیدرضا نوربخش شاگرد برجستهی حضرت شجریان تلمّذ کرده بود) تعلیم میدید. چاووشی گوشهی گرایلی را روی این سه بیت معروف از خواجه حافظ و در خلال سههفته به من آموخت:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغـــــر اندازیـم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیـم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقـــــــان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا ما به میخانــــــــــه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثـــــر اندازیم
این ابیات، انطباق خوبی بر گوشهی گریلی دارد و معنای مورد نظر شاعر به کمک ریتم و ضرباهنگ گوشه به خوبی القا میشود. تنها به دو نکته میتوان انگشت اشکال و انتقاد نهاد:
یکی تحمیل ضمّه به فای سقف است و دیگری فاصلهانداختن بین برافشانی، بشکافی، سازی و مو. که صلاح و صحیح نیست. گوش کنید به سه درسی که استاد چاووشی ده سال پیش به بنده دادند:
درس گرایلی قسمت اول / درس گرایلی قسمت دوم / درس گرایلی قسمت سوم
جالب است که گروه سرود رادیو معارف که برنامههایش را در قم تولید و در سراسر کشور پخش و روی آنتن میفرستد، گوشهی گرایلی را دقیقاّ بر روی همان شعر ردیف، به سرپرستی امیر زینلی (تعزیهخوان و ردیفدان موسیقی اصیل ایرانی) و با شرکت خوانندگانی چون داود چاووشی و ذبیحالله معصومی که جملگی از شاگردان حمیدرضا نوربخش هستند، در استودیو اجرا کردند. با آنکه به ادّعای چاووشی این اجرا بدون تمرین قبلی و در یک نوبت ضبط شد، از حداقلّ استاندارد لازم برای پخش سراسری برخوردار بود و بارها از رادیوی مزبور پخش گردید.
گرایلی اجرا توسط گروه سرود رادیو معارف قم
در ادامهی پست شما را به شنیدن تصنیف گرایلی با همکاری استاد محمّدرضا شجریان، فرامرز پایور و رحمتالله بدیعی جلب میکنم. این فایل صوتی برگرفته از گلهای تازه شماره 166 است. شعری که گرایلی بر روی آن اجرا شده این است:
شبی مجنون به لیلی گفت که ای محبوب بیهمتا /تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد / خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفش / بفرما لعل نوشين را كه زودش با قرار آرد / دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من / الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من / شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما/ بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد >>> اینجا
استاد حسین علیزاده هم در نوار خوب «نوبانگ کهن» از گوشهی گرایلی سود برده است. ابیاتی که خوانندگان در این نوار با همخوانی آن به اجرای پرحسّ و حالی از گرایلی مبادرت میورزند، از حافظ است:
غلام آن سبکروحم که با من سر گران دارد جوابش تلخ و پنداری شکر زیـــــر زبان دارد
محبّت با کسی دارم کزو با خود نمیآیــــــد چو بلبل کز نشـــاط گل، فراغ از آشیان دارد
خوش آمـد باد نوروزی به صبـح از باغ پیروزی به بوی دوستان ماند، نه بوی بوستان دارد
با آنکه تناسب این غزل برای اجرای گوشهی گریلی، از غزل «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم» کمتر است، امّا مشکلات اشارهشدهی غزل مذکور را ندارد. تنها به خاطر جبر انطباق موسیقی گوشه بر آن، آهنگساز ناچار از کششهای اضافی در مصوّت واو در کلمهی دوستان و بوستان شده است.
>>> اینجا
حالا اجرای گوشهی گرایلی توسّط محمّدرضا لطفی و گروه شیدا را در اینجا بشنوید.
در آخر حقیر رضا شیخمحمّدی بر روی ابیاتی از غزل سعدی، برای اوّلین بار گوشهی زیبای گریلی را مشق کردم:
گرم باز آمدی محبوب سیمانـــدام سنگیـــندل/ گل از خــــــــــــــارم برآوردی و خار از پا و پا از گل
گروهی همنشیــن من، خلاف عقل و دین من / بگیرند آستین من، که دست از دامنـــش بگسل
ز عقل اندیشههـــا زاید که مردم را بفرسایـــــد/ گرت آسودگی باید، برو عاشق شو ای عاقـــــــل
در این معنی سخن باید، که جز سعدی نیاراید/ که هرچ از جان برون آید، نشیند لاجــــــرم بر دل
>>> اینجا
این پست را تقدیم میکنم به حاصل همهی دوستیها و دوستیابیهایم:
لعبتی از جنس فلسفه و وسوسه