در سفری که در
فروردین سال ۸۴ به مشهد مقدس داشتیم، نزدیک غروب آفتاب، وقتی به حوالی سبزوار رسیدیم، در مسیر جاده به
بادنماهای بزرگ و چرخانی برخورد کردیم. از راننده اجازه گرفتیم که فیلمی به یادگار بگیریم:
فیلم کوتاهی از
چهرهی من و در بکگراند، بادنماهای گردان >>>
اینجافیلم کوتاهی از
دخترم «متینه» و در پسزمینه همان بادنماها >>>
اینجا
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 14:19 توسط شیخ
|